بازی Control Resonant: اثری که جادوی رمدی را کم دارد

استودیوی فنلاندی رمدی اینترتینمنت (Remedy Entertainment) با بازی‌هایش جادوی خاصی را خلق می‌کند. حتی وقتی که نقص‌هایی دارند، دنیاهایی که رمدی می‌سازد به گونه‌ای شما را جذب می‌کنند که هیچ چیز دیگری نمی‌تواند. این موضوع در مورد بازی «آلن ویک ۲» (Alan Wake 2) محصول ۲۰۲۳ و حتی بازی‌هایی با استقبال متوسط مانند «کوانتوم بریک» (Quantum Break) محصول ۲۰۱۶ نیز صادق است، اما به نظر من بهترین نمونه آن، بازی «کنترل» (Control) محصول ۲۰۱۹ است.

در نقش جسی فیدن، بازیکنان به اعماق «خانه‌ی قدیمی» (The Oldest House) سفر می‌کردند؛ یک مرکز دولتی پر از پدیده‌های ماوراء طبیعی که مستقیماً از سریال «ایکس-فایلز» (X-Files) الهام گرفته شده و کارمندان عجیب‌تری داشت که به مطالعه آن‌ها می‌پرداختند. اکشن بازی قابل قبول بود و انگیزه‌های جسی ضعیف، اما ساختمان هزارتوی محل وقوع داستان، یکی از بهترین نمونه‌های طراحی محیطی و داستان‌گویی در سال‌های اخیر بود. شما مجبور می‌شدید عمیق‌تر کاوش کنید، شاید به دلیل چیزی ماوراء طبیعی مانند اشیاء درون خانه‌ی قدیمی.

این استاندارد بالا، انتظارات زیادی را برای «کنترل رزونانت» (Control Resonant)، تلگرام جدیدترین اثر رمدی و دنباله مستقیم بازی اصلی ۲۰۱۹، ایجاد می‌کند. این بازی همچنین یک تغییر بزرگ برای استودیو محسوب می‌شود، زیرا اولین بازی جهان باز و اولین بازی آن‌هاست که بر مبارزات تن به تن تمرکز دارد. «رزونانت» ممکن است از نظر فنی بازی کامل‌تری نسبت به پیش‌ساز تیراندازی سوم شخص خود باشد — مبارزات دقیق‌تر، داستان عمیق‌تر و دنیای گسترده‌تر با دقت یک کمال‌گرا طراحی شده است — اما آن جادوی مهم رمدی که بازی‌هایش را بسیار جذاب می‌کند، در آن غایب است. بدون این جادو، «کنترل رزونانت» کاملاً از هم می‌پاشد.

در شهر

هفت سال از زمان بازی «کنترل» گذشته است، هم در دنیای واقعی و هم در بازی. در داخل خانه‌ی قدیمی، اداره فدرال کنترل (FBC) تلاش کرده است تا دشمنی ماوراء طبیعی به نام «هیس» (The Hiss) را مهار کند؛ این مأموریت توسط مدیر جسی فیدن رهبری می‌شد. در ابتدای بازی، این مأموریت شکست خورده است. هیس فرار کرده و جسی ناپدید شده است. برادرش دیلن (شان دوری) از کما بیدار می‌شود تا جای او را به عنوان قهرمان «رزونانت» بگیرد. FBC تمایلی به اعتماد به دیلن ندارد، زیرا او در بازی اول تعداد زیادی از مردم را کشته بود، اما او در تلاش برای بهتر شدن است و شرایط اضطراری نیازمند اقدامات اضطراری است.

با مقدمه‌ای کوتاه، او در نسخه‌ای پیچیده از شهر نیویورک رها می‌شود که به مناطق متمایز تقسیم شده و مأموریت ساده‌ای برای متوقف کردن تهدید دارد. به عنوان اولین بازی جهان باز رمدی، «رزونانت» یک ناامیدی کامل است. بله، از نظر زیبایی‌شناختی اتفاقات جذابی در حال وقوع است. کلاس جدیدی از دشمنان، یعنی «رزونانت‌ها» (Resonants) که نام بازی از آن‌ها گرفته شده، باعث ایجاد اعوجاج‌هایی در سراسر شهر شده‌اند که آن را به چیزی شبیه به فیلم «تلقین» (Inception) تبدیل می‌کنند. اما در حالی که این موضوع منجر به مناظر شهری خیره‌کننده‌ای می‌شود، این دنیا تقریباً هیچ چیز ارزشمندی برای درگیر شدن ندارد. البته، اگر به نقشه نگاه کنید، آیکون‌های متعددی را می‌بینید که نشان‌دهنده نقاط مورد علاقه و فعالیت‌های جانبی هستند، اما آن‌ها عمق یک RPG جهان باز معمولی دهه ۲۰۱۰ را دارند: صندوق‌هایی برای باز کردن، مأموران FBC برای محافظت، حتی چند سگ برای دوست شدن. هر منطقه دارای یک امتیاز جهانی است که ارتقاءهای بیشتری برای دیلن فراهم می‌کند و شما را ترغیب می‌کند تا این فعالیت‌ها را تکرار کنید.

شاید ترکیب محیط نیویورک با کارهای بی‌ارزش و بی‌محتوا باعث می‌شود که نتوانم خاطرات «دیویژن» (The Division)، بازی تیراندازی جهان باز یوبی‌سافت که در منهتن آلوده به طاعون اتفاق می‌افتاد، را از ذهنم دور کنم. هر منطقه ممکن است یک مأموریت داشته باشد که برای مدت کوتاهی مرا درگیر کند، اما این لحظات زودگذر هستند. نیویورک «رزونانت» فاقد شخصیت تعریف شده خود است، چیزی که خانه‌ی قدیمی به وفور داشت. در مقیاسی بسیار کوچک‌تر، رمدی یک ساختمان اداری بروتالیست را با پتانسیل منفجر کرد. «رزونانت» بزرگ‌تر است و از نظر آماری کارهای بیشتری برای انجام دارد، اما خیابان‌های آن حس اینکه چیزی ناشناخته ممکن است در هر گوشه باشد را القا نمی‌کنند.

عبور از شهر نیز به همین ترتیب خسته‌کننده است. دیلن در طول سفر خود توانایی‌های حرکتی جدیدی به دست می‌آورد که راه‌های جدیدی برای کاوش در نیویورک فراهم می‌کند. او می‌تواند دو بار بپرد، شناور شود، گرانش را دستکاری کند و از توانایی قلاب‌اندازی استفاده کند. با این حال، در حالی که هر مهارت به تنهایی رضایت‌بخش است، هنگام استفاده پشت سر هم فاقد روانی هستند. (این موضوع دوباره مقایسه منفی را تحمیل می‌کند، این بار با سری «اینفیمس» (Infamous) ساکر پانچ.) حتی در مقایسه با پیش‌ساز خود، هیچ چیز در «رزونانت» به اندازه پرواز در لابی‌های باز خانه‌ی قدیمی حس خوبی ندارد.

کمبود ضربات کاری

البته، مسیر دیلن در نیویورک بدون مانع نیست. «هیس» و چند دشمن دیگر، خیابان‌های شهر را پر کرده‌اند. در حالی که جسی با «سلاح خدماتی» (The Service Weapon) مبارزه می‌کرد و داستان او به شکل یک بازی تیراندازی سوم شخص بود، دیلن از «ابران» (The Aberrant)، یک میله تغییر شکل‌دهنده استفاده می‌کند که یک بازی اکشن با آرزوهای «شیطان هم می‌گرید» (Devil May Cry) را تغذیه می‌کند.

در ابتدای بازی از بین سه شکل سلاح انتخاب خواهید کرد؛ من شکلی شبیه داس را انتخاب کردم که کنترل بهتری بر جمعیت دشمنان به من می‌داد. در نهایت، فرصت خواهید داشت تا دو شکل دیگر و همچنین یک شکل ثانویه و توانایی‌های تله‌کینتیک را برای تنوع بخشیدن به مبارزات باز کنید. هر شکل سلاح دارای یک درخت مهارت گسترده برای تنظیم دقیق نحوه وارد کردن درد توسط ابران به هر چیزی که به اندازه کافی بدشانس باشد و سر راهش قرار گیرد، است.

روی کاغذ، این جاه‌طلبانه‌ترین سیستم مبارزه رمدی تا به امروز است. یک مسیر ارتقاء پر پیچ و خم، اشکال مختلف سلاح و انواع زیادی از دشمنان قرار است مبارزه در نیویورک را جذاب کند، که با توجه به اینکه چقدر اغلب انبوهی از دشمنان بین دیلن و هدف قرار می‌گیرند، خوب خواهد بود. با این حال، حتی با وجود تمام قطعات پازل، مبارزه فاقد وزن مهمی است که یک بازی اکشن شخصیت‌محور به آن نیاز دارد. دشمنان مانند